مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1136
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1489 ] فايده : گفتهاند اوّل روز كه دمل ظاهر شود ، بايد كه آهك را به روغن كنجد يا سپيده تخممرغ بسرشند و طلا نمايند كه هرگز زياده نشود و هم آنجا بسوزد مادهء او . و كسى را كه هر سال دمل برآيد ، تنقيهء بدن او هر سال لازم شناسند تا از سرطان و آكله و جز آن ايمن ماند . [ 1490 ] مقالهء [ پانزدهم ] : اندر دبيله « 1 » آن ، عبارت است از ورمى كه از دمل بزرگتر شود و درد نكند مگر به سبب عفونت يا به استعمال ادويهء ذى حدّت و رنگ او همرنگ پوست بدن بود و در اكثر ، مستدير الشكل باشد و چون دست و انگشت برو گذارند و غمر كنند ، منعمر نشود جهت غلظت ماده . و عام است كه دبيله در ظاهر بدن افتد يا در باطن آن . بعضى گفتهاند كه دبيله دو كيسه دارد يكى به زرداب گنده پر باشد و ديگر ، به مادهء غريبه چون زرنيخ و استخوان ريزه و مانند آن [ و ] دو كيسه را به عربى دوبيله گويند و لذا سميت بها . بايد دانست مدّه كه از دبيله برمىآيد ، مختلف الالوان و متنوع القوام مىباشد همچون گل سياه و دردى زيت و زغال و زرنيخ و گچ و ريزهء ناخن و موى و ريزهء سفال و سنگ و ريگ و ريزهء چوب و امثال آن به حسب استعداد ماده . علاج بعد از تنقيه و تلطيف تدبير ، جهت نضج و تليين ماده ، روغن گل و زيت و چربى ايّل و چربى گاو ضماد نمايند و لعاب تخم كتان و حلبه اگر داخل سازند بهتر باشد . و مرهم داخليون نيز فايده دارد . و بعد [ از ] حصول نضج و تليين ، بشكافند آن را و به دفعات مادهء آن را برون آرند زيرا كه اگر يكبارگى آنچه در وى است بيرون كنند غشى آورد . و پس از برآوردن ريم و جز آن ، پنبهء كهنه در آن پر سازند تا چرك كه در وى مانده باشد تمام بچيند و عقب آن به مراهم مندمل سازند جراحت را . [ 1491 ] نوعى است از دبيلهء كه آن را « دبيلهء منكوسه » گويند . و وى آن است كه ماده در عمق عضو جمع شود و از جلد دور تر باشد و اثر نضج ظاهر نبايد و چون آن را بشكافند ، غير از خون صرف هيچ برنيايد مگر آنكه شكاف [ را ] عميق كنند چنانكه به استخوان رسد آن
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Cold abssess .